الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

120

تفسير مجمع البيان (فارسى)

( وَ لا يَخافُ عُقْباها ) ابن عبّاس و حسن و مجاهد و قتاده و جبائى گويند : خدا نميترسد از هيچكس آثارى را در هلاكت ايشان ، و مقصود اينست كه نميترسد از اينكه در چيزى از فعلش مورد تعقيب قرار بگيرد پس نميترسد عاقبت آنچه بايشان كرده است از هلاكت و نابودى ايشان براى اينكه احدى قدرت ندارد بر معارضه كردن و انتقام كشيدن از او . و اين مانند قول اوست كه ميفرمايد ، لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ از آنچه مىكند سؤال نميشود . ضحاك و سدى و كلبى گويند ، يعنى نميترسد ( قدار بن سالف ) آن كسى كه آن شتر را كشت از عاقبت و سرنوشت اين عمل ، يعنى نميترسد عاقبت آنچه به آن حيوان نمود براى اينكه تكذيب كننده صالح بود . و بعضى گفته‌اند : يعنى صالح پيغمبر ( ع ) نميترسد عاقبت آنچه را كه ايشان را ترسانيد از عقوبات براى اينكه او اطمينان بر نجات خود داشت « 1 » .

--> ( 1 ) - حافظ حاكم حسكانى در شواهد التنزيل خود باسناد مختلف خود دوازده حديث نقل كرده در ضمن آيه إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها كه اشقى الاوّلين عاقر ناقه ثمود بوده ، و اشقى الاوّلين و آخرين ابن ملجم مرادى قاتل ملعون حضرت على عليه السلام و ما حديث 1103 آن را براى نمونه ياد مى كنيم ، وى باسناد مسلسل خود از ابو يونس مولاى ابو هريره روايت نموده كه گفت شنيدم از ابى هريره كه ميگفت من حضور پيغمبر ( ص ) نشسته بودم كه على عليه السلام آمد و سلام كرد ، رسول خدا ( ص ) او را در كنار خود نشانيد و فرمود يا على شقىترين پيشينيان كيست ، گفت خدا و پيامبر او داناترند فرمود ، پى كننده ناقه ثمود ، پس شقىترين آخرين كدامست ؟ على ( ع ) گفت خدا و پيامبر او داناترند ، گفت پس با دستش اشاره بمحاسن على كرد و فرمود اى على آنكه اين ريش و محاسن تو را از خون سرت خضاب كند و دست خود را بر فرق سر على گذارد ابو هريره گويد : به خدا قسم آنجايى كه پيامبر دست گذارد خطا نشد و ضربت ابن ملجم لعين به همان موضع اصابت كرد .